چقدر سخته . . .

چقدر سخته که دلت بهونشو بگیره و حتی یک لحظه هم آروم نشهوفقط اونو بخوادو تو با حرفایی که خودتم میدونی دروغه سرش رو گرم کنی.

چقدر سخته که یه بغض هر روز باهات باشه و تو گلوت سنگینی کنه اما غرورت اجازه نده که گریه کنی.

چقدر سخته که هرروز از جلوش رد بشی اما اصلا نگاش نکنی تا نفهمه که دوسش داری و چند قدم جلوتر به بهونه رد شدن از عرض خیابون یه نگاهی بهش بندازیو بری اونطرف خیابون.

چقدر سخته که عاشقش بشی و برای گول زدن خودت بگی:عاشق نشدم،لیاقتم بیشتره.

چقدر سخته تمام عشقت یکی باشه و از تمام دنیا اون یکی سهمت نباشه.

چقدر سخته برای دیدنش لحظه شماری کنی اما وقتی دیدیش نتونی یه دل سیر نگاش کنی!.

چقدر سخته دل تو دلت نباشه برای دیدنش و همین که دیدیش خودتو بی تفاوت جلوه بدیو در حالی که دلت براش پر میکشه خیلی ساده از کنارش رد شی.

چقدر سخته به عشقش دست به همه کار بزنی و آخرش بفهمی حتی حاضر نیس بخاطرت یه لیوان آب هم بخوره.

چقدر سخته تمام روز به اون و عشقی که نسبت بهش داری فکر کنی وآخرش بفهمی حتی یک لحظه خیلی کوتاه هم بهت فکر نمیکنه.

تو زندگی هر عاشقی خیلی از این چقدر سخته ها وجود داره و چقدر سخته که اون عاشق نتونه هیچکدومشو به کسی بگه و تو آتیش عشقش بسوزه و جز خودشوخدای خودش کسی ندونه که عاشق شده؛تو زندگی یه عاشق این میتونه بد ترین چیز باشه!

/ 0 نظر / 5 بازدید